عدم امنیت موتور سوار

اتومبیل در مقایسه با موتورسیکلت از امنیت بسیار بالاتری برخوردار است؛ چه به لحاظ فنی و چه به لحاظ تصادفات و چه حوادث بعد از تصادف. همچنین اتومبیل به لحاظ داشتن فضای کافی می‌تواند بسیاری از ملزومات را در صندوق عقب خود برای مواقع ضروری همراه داشته باشد درصورتی که موتورسیکلت هیچ‌یک از این شرایط را ندارد.

با وجود این هم‌اکنون مؤسساتی تحت عنوان «امداد خودرو» وجود دارند که به اتومبیل‌هایی که دچار مشکل شده‌اند خدمات‌رسانی کرده و مشکل آنها را حل می‌کنند که البته کاری بسیار به جا و ضروری است.

حال اگر لحظه‌ای خود را به جای پیک موتوری قرار دهید که مثلا در یک اتوبان یا جاده که دسترسی به هیچگونه امکاناتی ندارد با باری سنگین که بر پشت موتورسیکلت خود دارد، دچار مشکل شده است و به قول معروف نه راه پس دارد نه راه پیش، آنگاه گوشه‌ کوچکی از مشکلات این قشر محروم را حس می‌کنیم. فرید یکی از هزاران پیک موتوری است که چنین مشکلی برای او در یکی از اتوبان‌های تهران پیش آمده بود. وی در این مورد می‌گوید: با بار سنگینی که همراه داشتم و باید آن را سریعا به مقصد می‌رساندم احساس کردم که چرخ عقب موتورسیکلتم پنچر شده است، انگار که دنیا روی سرم خراب شد.

هیچ کاری نمی‌توانستم انجام بدهم. برای دومین بار بود که در طول یک روز این اتفاق برایم می‌افتاد. موتور را در گوشه‌ای نگه داشتم، گوشه اتوبان نشستم و زار زار گریه کردم که چرا باید من چنین شغلی داشته باشم که هر روز این‌گونه مشکلات را تحمل کنم و سرانجام نیز با همان چرخ پنچر محموله را با هزاران مصیبت و زمان چند برابر بیشتر به مقصد رساندم که البته این کار به بهای از دست دادن لاستیک موتورسیکلتم به‌طور کامل تمام شد و هزینه مضاعفی را روی دست من گذاشت.

نیما نیز که همکار اوست و در یکی از پیک موتوری های مرکز تهران کار می‌کند، در همین لحظه از راه رسید و در حالی که دست‌هایش مانند کارگران مکانیکی سیاه و روغنی شده بود، ‌گفت: حین کار زنجیر موتورسیکلتش پاره شده است و گذشته از حادثه تصادفی که با پاره شدن زنجیر از سر وی به سلامت گذشته است، با مشقت فراوان زنجیر را به‌طور موقت تعمیر کرده و بار خود را به مقصد رسانده است. البته نمونه‌های فوق گوشه‌های کوچکی از هزاران مشکلی است که هر روز رانندگان پیک‌موتوری با آن دست به گریبانند و در این آشفته بازار هیچ حامی و مددکاری نیز ندارند که در چنین مواردی به یاری آنان بشتابد و حتی با دریافت دستمزد مناسب مشکل آنان را حل کند.

مهم‌ترین عاملی که باعث پیدایش پیک‌های موتوری شد عامل صرفه جویی در زمان است که با توجه به اینکه موتورسیکلت محدودیت‌های ترافیکی اتومبیل را ندارد و سریع‌تر به مقصد می‌رسد بسیاری از مردم استفاده از پیک موتوری را به وسایل دیگر ترجیح می‌دهند و بر همین اساس اگر آنان نتوانند محموله خود را در کمترین زمان به مقصد برسانند مورد مواخذه قرار گرفته و حتی ممکن است شغل خود را از دست بدهند. مسئولیت خواستن در قبال پشتیبانی مفهوم خود را بهتر پیدا می‌کند.

پیک موتوری که از او انتظار می‌رود در کمترین زمان محموله را به مقصد برساند باید پشتیبانی شود و در مواقع ضروری به او کمک‌رسانی شود. علاوه بر این در جامعه ما که مشکل بیکاری بیداد می‌کند پیدایش مؤسساتی مانند «امداد موتور» می‌تواند خیل عظیمی از بیکاران را پوشش دهد. چنین مؤسساتی درصورت پیدایش علاوه بر اینکه مژده‌ بزرگی برای
پیک‌های موتوری است و فرشته نجات آنان در مواقع ضروری محسوب می‌شود، می‌تواند برای جوانان جست‌وجوی کار نیز ایجاد اشتغال کند و به قول معروف با یک تیر دو نشان را بزنیم که هریک از آنها به جای خود قابل اهمیت است.

سخن آخر

راننده‌های پیک موتوری برای ما و شما می‌توانند پیک شادی باشند. هر روز ما و شما از آنها بسته‌ای و یا هدیه‌ای می‌گیریم که ما را خوشحال می‌کند و یا اینکه یکی از کارهای ضروری ما را به انجام می‌رسانند ولی آیا به این اندیشیده‌ایم که بهای شادی ما برای آنها چیست؟ آیا با همین دستمزد اندکی که زندگی روزانه آنها را به سختی پوشش می‌دهد وظیفه ما تمام می‌شود؟ آیا به این اندیشیده‌ایم که پیک مرگ هر لحظه در کمین آنهاست؟ آیا به این اندیشیده‌ایم که خانواده‌های این عزیزان آرامش به معنای واقعی را هرگز در زندگی تجربه نمی‌کنند؟

آیا به این اندیشیده‌ایم که حتی درصورت گذر از تمامی خطراتی که هر روز و هر ساعت آنها را تهدید می‌کند، بعد از ۳۰ سال کار طاقت فرسا چه سرنوشتی در انتظار آنهاست؟ اگر هرکدام از ما لحظه‌ای خود را جای آنها بگذاریم آنگاه درد آنکه بر آتش ایستاده است را بهتر درک می‌کنیم. مشکلات پیک‌های موتوری فراوان است ولی مشکل نداشتن بیمه تامین اجتماعی سرآمد آنهاست. با وجود شعار سازمان تامین اجتماعی مبنی بر فراگیر شدن پوشش بیمه برای تمامی اقشار جامعه، سهل انگاری این سازمان در بیمه نکردن شاغلان یکی از سخت‌ترین مشاغل- که به زعم آنان شغل محسوب نمی‌شود- جای تامل دارد.

پاسخ دهید