فرهنگ یهودیان با منورا و شمعدان

بحث درباره نماد در هر دینی بیانگر مشخصه آن دین است بویژه در نگاه اول، نمادها معرف گویایی از دین است. توجه به نمادها ذهن را به سوی تاریخچه و علل پیدایش آن می برد. به نظر می رسد دین یهود نمادهای بسیاری داشته باشد. نمادهایی که سمبل یهودیت شناخته شدهاند. نمادهایی که در مراسم عبادی به صورت نماز، روزه، اعیاد و تقدس روز سبت و روزهای خاص و نمادهایی که در کنیسه مانند طومارهای تورا، آرون هقودش، بیما، نِرتامید، پاروُخِت، ستاره داوود و منورا (شمعدان هفت شاخه) در بین آنان وجود دارد. باید به دنبال چگونگی به وجود آمدن آنها در تاریخ اسرائیل و جنبه های نمادشناسانه آنها بود. این مقاله در نظر دارد از میان این نمادها، منورا (شمعدان هفت شاخه) و پیشینه تاریخی آن را شناخته و چگونگی نقش آن در فرهنگ و تاریخ یهودیت را بیابد. پیرامون نمادها و علل ظهور آنها بحث های زیادی شده، منظور از تحقیق آشنایی هر چه بیشتر با این دین از طریق نمادها بوده است.

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، مرور ادبیات و سوابق مربوطه

دین یهود دینی زنده و مطرح است و در ادیان ابراهیمی قدیمی ترین دین محسوب می شود که چه بسا پایه بسیاری از احکام مسیحیت و اسلام نیز بر آن استوار است. بررسی نمادهای دینی در یهودیت موضوعی کاملاًَ جدید است، با آنکه در گذشته تحقیقاتی مختصر در زمینه شعائر دینی در یهودیت توسط انجمن کلیمیان تهران، انجام شده است، اما هیچ گونه پژوهشی در ارتباط با نمادشناسی این دین صورت نپذیرفته است. لذا فراهم آوردن منبعی مورد استناد در ارتباط با نمادشناسی در دین یهود برای مطالعه و تحقیق دانشجویان و پژوهشگران در زمینه ادیان حس می شد.
منورا [۱] (شمعدان هفت شاخه)

منورا به معنی «چراغدان یا شمعدان» نامی است که به جاشمعی هفت شاخه داده شده[۲] که یکی از سمبل های مهم یهودیت است. چراغدانی که به فرمان خداوند به عنوان یکی از وسایل مکان مقدس (میشکان)[۳] توسط قوم بنی اسرائیل ساخته شد.

خداوند از حضرت موسی(ع) می خواهد برای او مکانی مقدس (با تمام اسباب هایش) بسازد تا در میان آنها ساکن شود.[۴] برای این منظور از بنی اسرائیل می خواهد برای ساختن این مکان مقدس از بهترین و نفیس ترین اقلام مثل طلا، نقره، مس و پشم با رنگ های گوناگون، عطریات، چوب اقاقیا، سنگ عقیق و نگین ها و….. استفاده کنند. البته خودشان کلیه این مایحتاج را به عنوان هدیه و با رغبت و رضایت تقدیم کنند.[۵]
یافته های باستان شناسی

در یافته های باستان شناسی در سرزمین اسرائیل و سوریه از اواسط عصر مفرغ به این سو، چراغهایی به شکل ظروف عمیق با هفت لوله بر روی لبه برای وارد کردن فتیله یافت شده است. در ارتفاع «باما»[۶]در «ناهاریا»[۷]چندین ظرف مشابه با ظروف اواسط عصر مفرغ یافت شده است. برخی از این چراغ های ظرف مانند از پایه رسی، سنگی و یا فلزی بر خوردار بوده و از این طریق آنها را داخل منوروت[۸] (شمعدان ها)  قرار می داده اند. در تَعنَخ[۹] اینن نوع منورا از دل خاک بیرون آورده شده که مشتمل بر ظرفی کوچک با هفت لوله است که بر روی پایه ای قرار داده شده که محیط آن در وسط باریک شده و نوعی گلوگاه را ایجاد کرده و در قسمت انتهایی پهن شده است. پایه ایی هم برای قرار دادن ظرف بر روی زمین تعبیه شده است.[۱۰] چراغ های معبد سلیمان که مطابق الگوی چراغدان (هفت  شاخه) ساخته شده بود، بی تردید جزو غنایمی بودند که به بابل منتقل شده و بعداً بازگردانده شدند.[۱۱]
ساختار منورا در پرستشگاه موقت (میشکان)

در میان ظروف مربوط به پرستشگاه های موقت اشاره به  منورای طلا شده است.[۱۲] الگو هایی از این منورا در این ارتباط توسط خداوند در کوه سینا به موسی نشان داده شده[۱۳] و الگوی معبد و تمامی اثاثیه مربوط به آن نیز برای موسی نمایان شده است.[۱۴] شش شاخه که در هر قسمت سه تا از آنها قرار دارد از پایه مرکزی منورا به بیرون کشیده شده است که بر روی پایه مربوط قرار گرفته است. پایه و هر یک از شاخه های یاد شده به ترتیب با چهارر و سه کنده کاری فنجانی همانند شکوفه های بادام تنظیم شده اند که هر یک از آنها نیز به یک گره و یک گل ختم می شوند. زیر هر دو شاخه، یک برجستگی بر روی پایه مرکزی کنده کاری شده که نتیجتاًَ سه برجستگی برای ششش شاخه منورا وجود دارد.[۱۵] فنجان چهارم در بالای پایه مرکزی و مافوق قسمت هایی قرار دارد که محل اتصال شاخه ها می باشد. بالاترین فنجان های شاخه ها به صورت مشابه در بالای آنها قرار داشته و تمامی آن نیز به پایهه مرکزی مربوط بوده و ارتفاع برابری دارند. گل های موجود بر این دسته از فنجان های فوقانی به عنوان ظروف جای هفت چراغ می باشند.[۱۶] بنابر گزارش سفر خروج، اولین منورا از یک شمش طلا کنده کاری گردید.[۱۷] ضمناًًََََََََََََََََََََََََََ ظروف مربوط به آن نیز از طلا ساخته شده و حاوی چراغ هایی است که به طور مجزا کنده کاری شده اند.[۱۸]

 
منورا بر روی آرک تیتوس

این نقش برجسته در«طاق تیتوس» در شهر رم واقع است که شمعدان متعلق به آخرین معبد یهودیان را نشان می دهد و به فرمان هرود ساخته شده بود. این نقش توسط رومی ها در سال ۷۰ میلادی پس از سقوط اورشلیم و تاراج اموال آن ساخته شده است. در باره ی اصالت این نقش عقاید مختلف است. «شمعدان هفت شاخه» نباید با «شمعدان هشت شاخه» مشهور که یهودیان سراسر جهان برای جشن هشت روزه  حنوکا (جشن نور)، در بزرگداشت پیروزی مکابیان در سال های ۱۶۵- ۱۶۴ قبل از میلاد و گشایش مجدد معبد می گیرند، اشتباه شود.[۳۵]

شمعدان موجود بر روی آرک تیتوس فقط در سه جهت از هشت گوشه آرک قابل مشاهده است. موارد یاد شده در چهارچوبی سه تایی مشاهده می گردد به گونه ای که در سپر میانی مخروط بالایی دو عقاب روبروی یکدیگر قرار گرفته و حلقه های گُلی در منقار خود دارند. دیگر سپرها دارای تصاویر هیولاهای دریایی می باشند. قسمت فوقانی منورا کمابیش مطابق با سنت کتاب مقدس و شواهد باستان شناسی است. شمایل برگ مانند معلق در وسط پایهه نشان دهنده منشأ شرقی (پارسی) (ستون های پرسپولیس) می باشد. البته مشکل منورا آرک تیتوس به پایه آن برمی گردد که مشتمل بر دو محفظه شش وجهی است. محفظه کوچکتر روی محفظه بزرگتر قرار دارد و شکلل مخروطی به آن داده است با این همه، نسبت ابعاد آن نسبتا بزرگ بوده و لزوماًَ نشان دهنده شک و تردید در مورد حسن نیّت حجّار مربوطه نمی باشد چرا که این امر روش کار هنرمندان رومی و بعدها مسیحی می باشد. چیزی که این وضعیت نمایش داده شده برای پایه منورا را مورد شک و تردید قرار می دهد آن است که، بر اساس تمامی منابع یهودی[۳۶] و یافته های باستان شناسی، منورا بر سه پایه که معمولاًَ شبیه به پنجه شیر است قرار می گیرد. پنجهه های یاد شده به طرز آشکاری در موازئیک نیریم[۳۷] از هم جدا هستند. کتاب مقدس از یِرِخ[۳۸] (پایه اصلی) مربوط به شمعدان[۳۹] سخن می گوید که راشی[۴۰] آن را به شکل فنجانی با سه پایه توصیف می کند. بر این اساس اینن امر در نقاشی دیواری «دورا- یورُپوس»[۴۱] و شاید بر روی سکه «ماتاتیاس آنتی گونوس»[۴۲] قابل مشاهده است که این یکی تنها سکه باستانی است که منورا بر روی آن نقش شده است.

این واگرایی موجود بین قوس تیتوس و منابع مربوطه، موجب بوجود آمدن تقابلی ادامه دار شده که با کتاب «دُاسپولیس رلاندو»[۴۳] در سال (۱۷۱۶) آغاز شده، که بر اساس ممنوعیت کتاب مقدس در زمینه ترسیم تصویر حیوانات بوده که پایه منورا بر روی آرک تیتوس نمی تواند کپی دقیقی از منورا باشد. در حقیقت، تفاوتی بین سبک میان قسمت های بالایی و پایین منورا وجود دارد. قسمت فوقانی که به زمان پادشاهان آخر سلسله حشموناییی می رسد نشان دهنده ویژگی های سبک اواخر دوره هلنی (یهودیان یونان) است در حالی که پایه، نوعاًَ به سبک اواخر روم شبیه است. بنابراین باید دانست که شواهد مربوط به یوسیفوس[۴۴] که حتماًَ اغلب منورا را، چه درر اورشلیم و چه در روم، می دیده است و قابلیت اعتماد به وی به اثبات رسیده است نیز، مد نظر قرار دارد. بر اساس کتاب مقدس پایه مرکزی به طرز محکمی از پایه اصلی منشأ گرفته است. به نظر می رسد که این تأییدکننده نمای موجود در آرک تیتوس باشد که به طور قطع حسی از وزن و استحکام را می دهد. تعبیر دیگر آنکه پایه مرکزی از دل پایه به بیرون کشیده شده و در نتیجه با آن یکپارچه باشد. این امر صرفاًَ مطابق با توصیف کتاب مقدس در سفرر اعداد[۴۵] نبوده بلکه قبل از آن به اظهارات یوسیفوس برمی گردد که معتقد است این منورا با منور های متداول فرق دارد.

 

ارسال دیدگاه